حالا، زمان يك تغيير است، اما بهترين راه براي شروع اين تغيير كدام است؟
هر ساله دنياي انتشارات علمي، حدود 5/2 ميليون مقاله در صفحات 24000 ژورنال منتشر ميكنند. اكثريت اين ژورنالها پيرو روش مطالعه همزمان «peer review» هستند. واژهاي كه ممكن است شما با آن آشنا باشيد. در طي اين peer review مقاله به 2 يا 3 نفر از افرادي كه در اين زمينه مهارت دارند اما مرتبط با كار آن مقاله نبودهاند، فرستاده ميشود تا آن را ارزيابي كنند. آنها، تفسير خود را در اين زمينه به نويسنده مقاله عرضه ميكنند ـ گاهي اوقات بطور ناشناس ـ تا تغييرات لازم قبل از چاپ داده شود. پروسهي peer review، براي مشخص كردن ميزان مقبوليت كار ارائه شده در مقاله است اما براي تعيين درستي كار آن نميباشد. البته، دانشمندان هم انسان هستند و اطمينان ما به آنها، آنها را مبري از اشتباه نميسازد.
كميتهي نظارت بر اصول اخلاقي چاپ مقالات (COPE) بر تخلفاتي مانند سرقت علمي، تضاد عقايد، كپيبرداري، رشوهخواري و مواردي كه نياز به مجوز اخلاقي خاص ميباشد، نظارت دارد. گزارش سالانهي سال 2005 كميتهي مزبور، 29 مورد تخطي از قبيل تخطيهاي فوق توسط افراد دستاندركار ژورنالهاي پزشكي را مطرح نمود. متداولترين اين خطاها، كپيبرداري از مقالات بوده است كه همه در جهت افزايش تعداد كل مقالات بوده است. در اين حالت يك مقاله در مجلات مختلف چاپ ميشود. نمونهاي از تضاد عقايد، هنگامي است كه نويسندگاني با بودجهاي كه بخشي از آن از صنعت تنباكو تأمين شده بود، مقالهاي دربارهي استنشاق دود سيگار ديگران (Passive Smoking) نوشتند و در مقاله راجع به آن چيزي ذكر نكردند. با وجود اينكه سردبير به طور معمول تخطيها را به كميتهي اخلاق يا كارفرماي محقق گزارش ميكند، اقدام انضباطي، اجباري نيست.
COPE يكسري كدهاي راهنماي موارد اخلاقي را براي كمك به سردبيران مجلات ارائه نموده است. سردبيران بهطور داوطلبانه، پذيرش خود را از اين كدها اعلام مينمايند. در حال حاضر اين كدها در حال نوشته شدن هستند و در پايان، توصيفي بر فعاليتهاي غير قابل قبول خواهند بود و وظيفهي سردبير و اعمال انضباطي را روشن خواهند نمود.
عقيدهي عموم
با وجود افراد سودجو به نظر ميرسد كه، سيستم peer review به هدف خود رسيده است. مطالعهاي اخير در MORI (يك شركت تحقيقاتي تجارتي در لندن) نشان داده است كه 71 درصد از مردم اطلاعي درباره ماهيت peer review ندارند. اما عقل حكم ميكند كه اين روش را طريقهي كنترل مناسبي بدانند. تعدادي از پاسخدهندگان (40%) اعتقاد داشتند كه مراقبتهاي شديدتري از قبيل بازبيني و ارائه مقالات توسط ديگر دانشمندان قبل از چاپ لازم است. حدود 10% پرسششوندگان معتقد بودند كه نتايج تحقيقات علمي بايد مستقيماً از طريق وسايل ارتباط جمعي (media) ارائه شود. در موارد مرتبط با خطرات سلامت عمومي، ارائه سريع مطالب توسط وسايل ارتباط جمعي به نفع عموم خواهد بود. با اين وجود ارائه سريع اين مطالب امكان ايجاد اطمينان كاذب به اين گزارشات را از طرف مردم در پي خواهد داشت. يك مثال اوليه بر اين مسأله، كنفرانس مطبوعاتي محقق باروري آمريكايي تبار، panos zavos در فوريه گذشته در لندن بود. وي، با اين كه هنوز هيچگونه مقالهاي در اين زمينه منتشر نكرده بود و از جزئيات مسأله چيزي را بيان ننموده بود، اعلام كرد كه توانسته است يك جنين نوسازي شده(Cloned human embryo) را در رحم زني جايگذاري نمايد. ارائه اين تيتر خبري، جامعهي دانشمندان را معترض كرد. نوسازي جنين انسان به طور كلي، بحث جنجالي است و دانشمندان وسايل ارتباط جمعي را تحت فشار قرار دادند تا به
طور جدي به اين قضيه كه به چه ميزان بايد يك خبر علمي، بدون پايهي محكم بها دهند، توجه نمايند.مسأله panos zavos قضيه بزرگتري را مطرح مينمايد و آن، دسترسي به تحقيقات علمي در بين جامعهي علمي و در بين مردم به طور عامه ميباشد. افراد از طريق عضويت در مجلات به مقالات علمي موجود در آنها دسترسي مييابند. بدين معني كه فرد يا سازماني كه در آن كار ميكند (دانشگاه، بيمارستان و غيره)، حق عضويت آنان را ميپردازد و توانايي دسترسي به مقالات آرشيو و كنوني را به آنان ميدهد.
دسترسي آزاد در مقابل دسترسي مجاني و رايگان
عضويت در مجلات مختلف گران است و قيمتها هر سال بالاتر ميروند. هر كتابخانهاي كه خواهان به روز بودن گنجينهي كتابهاي خود باشد بايد انتخاب كند كه كدام مجلات را در محدودهي بودجهي دريافتي سالانهي خود حفظ نمايند. حقيقت اين است كه بودجهها با هزينههاي فزايندهي عضويت مجلات برابري نميكند، پديدهاي كه مسئولان كتابخانه از آن به عنوان بحران دنبالهدار ياد مينمايند. به طور كلي دانشمندان خواهان چاپ و خوانده شدن هر چه بيشتر مقالات خود هستند. با اين وجود اگر كتابخانهها كمكم از ليست منابع دسترسي در حال خارج شدن باشند، انتشارات چه فايدهاي دارد، اگر تنها براي گروه كوچكي كه تعداد آنها رو به زوال است قابل دسترسي باشند؟ نكته مهم در اينجا دسترسي به منابع است.
ـــ در حال حاضر راهحلهاي اين مشكل مورد بحث است. سه انتخاب اصلي يا تركيبي از آنها پيشنهاد شدهاند:
1 ـ دسترسي آزاد (Open access) به مجلاتي كه در حال حاضر نياز به عضويت دارند.
2 ـ ارائه مجلات جديد با دسترسي آزاد
3 ـ دسترسي رايگان (free access) به آرشيو كارهاي چاپ شده
اظهارنامهي 2002 بوداپست درباره دسترسي آزاد (2002 Budapest open access) به طور خاص مقالات Peer review شده را مورد خطاب قرار داده و دسترسي آزاد را به صورت زير تعريف مينمايد:
دسترسي آزاد در اينترنت كه به استفاده كنندگان اجازهي خواندن، download نمودن، كپي كردن، پخش، پرينت، جستجو يا ارتباط با مقاله كامل
(full text)، index كردن اين مقالات و ثبت اطلاعات آنها در كامپيوتر يا هرگونه استفادهي قانوني ديگر از آنها، بدون سدهاي مالي يا قانوني و تكنيكي، غير از آنهايي كه در دسترسي به خود اينترنت با آنها روبهرو هستند را فراهم مينمايد.
تنها قيد و شرط در ارتباط با پخش و بازسازي اين مقالات و اجازهي كپي (copy right) در اين زمينه، مربوط به كنترل نويسندگان در ارتباط با حفظ تماميت اثر (عدم تغيير آن) و ارائه نام نويسنده به طور مناسب ميباشد. با ارائه اين تعريف در نشست OSI (open society inshitade) در بوداپست در اول و دوم دسامبر سال 2001، در نهايت نويسنده تعيين ميكند كه اثرش به طور آزاد در دسترس قرار گيرد و اين اجازه را دارد كه ديگران را از كپي كردن يا انتشار تمام يا بخشي از نوشتهي خود محروم سازد.
در واقع هدف نشست بوداپست اين بود كه هدف بينالمللي در دسترس قرار دادن تمام مقالات از طريق اينترنت را گسترش بخشد كه از آن به عنوان آغازي براي open access ياد ميشود.
در نهايت گروه پيشنهاد كردند كه دانشمندان خود اثراتشان را آرشيو كنند (self – archive) كه ميتواند آغازي براي چيزي به عنوان آرشيو آزاد باشد. و مجلات جديد با دسترسي آزاد ايجاد شوند.
آقاي مايكل ايسن منتقدي از دانشگاه كاليفرنيا در بركلي، اظهار ميكند كه تعريف بوداپست در واقع open access را فراهم نميكند و به جاي آن، تنها دسترسي مجاني را فراهم مينمايد.
وي محدوديتهاي زير را بيان ميدارد:
1 ـ اجراي سدهاي هزينهاي توسط ناشر 2 ـ عدم اجازهي تغيير فرم و يا نشر نوشته. او ادعا دارد كه محدوديت دوم به اين معناست كه مقالات كامل
(full text) را براي تجزيه و تحليل دادهاي و كامپيوتري نميتوان استفاده نمود، كه اين مصالح جامعه دانشمندان را به مخاطره مياندازد. در مقابل، يك مدافع تعريف بوداپست، استيون هارند از دانشگاه سوتهامپتون انگلستان، اظهار ميكند كه انواعي از تجزيه و تحليل متن در محدودهي اين تعريف قابل انجام است و نويسنده مجبور نيست حقوق خود را زير پا بگذارد. وي خاطرنشان ميكند كه اين همه تأكيد بر روي مسائل مربوط به حق كپي و ايجاد مجلات جديد با دسترسي آزاد تنها از سرعت روند دسترسي مجاني اطلاعات ميكاهد. تعريف ديگري از open access در اظهارنامهي Bethesda در نتيجهي يك نشست يك روزه در 11 آوريل 2003 در مؤسسه پزشكي Howard Hughes در chevy chase مطرح شده است. در اين تعريف وسيعتر، از حقوق نويسنده در زمينه حق كپي صرفنظر شده است.
در اينجا انتشارات با دسترسي آزد وقتي وجود دارد كه دو شرط زير وجود داشته باشد:
ـــ از طرف نويسنده يا نويسندگان و مسئولانcopy right به تمامي استفادهكنندگان اجازه دسترسي دائمي به طور فسخناپذير، عمومي و مجاني و يك اجازهنامه براي كپي، استفاده، پخش، انتقال و ارائه عمومي اثر و ساخت و انتشار اثرات اقتباسي در هر (digital medium) براي هرگونه مقصد با استناد مناسب از نويسنده همراه اجازه كپيبرداري به تعداد اندك براي مصارف شخصي داده ميشود.
ـــ نسخهي كاملي از اثر و منابع تكميلي شامل نسخهاي از اجازهنامه فوق در يك فرم استاندارد، الكترونيك، بلافاصله همراه با انتشار اوليه در حداقل يك مخزن اينترنتي كه با يك مؤسسه آكادميك ساپورت ميشود، در اختيار جامعهي بورس، آژانس دولتي يا هر ارگان سازمانيافته كه خواهان ايجاد دسترسي آزاد، انتشار بدون محدوديت و آرشيو نمودن بلندمدت است، گذاشته شود. (براي علوم زيست پزشكي، pubmed يك نمونه از چنين مخزني است)
در قلب اين بحث، عنوان محدوديتهاي حق كپيبرداري فرمهاي مختلف آن چنانكه در اروپا، امريكا و كانادا يافت ميشود وجود دارد. كافي است تا بگوئيم كه تمام جنبههاي اين بحث وسيع (شامل فاكتورهاي اجتماعي و رواني) بر اينكه با چه سرعت و از چه روشي به مقالات علمي دسترسي حاصل شود را ميتواند متاثر سازد. براي موضوعاتي كه دانشمندان و عموم مردم دنيا را متأثر ميسازد هيچگاه پاسخ سريع و آساني وجود نخواهد داشت.
در صورت نياز به مطالعهي بيشتر راجع به اين موضوع ميتوانيد از مطالعه سايت www.nature.com/nature/debates/e-access شروع نماييد.
نقل از: dental tribune (سپتامبر 2004)